خرید بک لینک

درباره سایت

چرا میای وبلاگم؟

امکانات وب

خونه برگشتنی زنگ زدم به متی...صدای اهنگ رو شنیده میگه بیرون بودی عشقم؟؟ گفتم

اره ... انقدر مسخره بازی در آورد دیگه جوابش رو نمیدادم :| شروع کرد به خوندن ...

با صدای رو مخیش :| کجا رفتی بی من :| منو تنها گذاشتی رفتی :| یکی دیگه ... :|

میگم حداقل یه اهنگ رو کامل حفظ کن :| میگه خود خاننده هاش هم رو سن

بلد نیستن ...ندیدی منتظر میشن مردم بخونن ...منم دوتا کلمه اولش رو میگم بقیش

رو تو بخون :| میگه انقدر این مدت خونه موندم جزو لوازم خانگی شدم :|

میگم عیب نداره ...اوضاع بهتر که شد میگردی ...یکم ملت از دستت در آرامش باشن ...

دخترا یه نفسی بکشن :| میگه اخ از دخترا نگو ...خوشگل تر شدن اره ؟؟؟ خوش تیپ تر

شدن؟؟؟ حس اصحاب کهف بهش دست داده :| البته داشت مسخره بازی در میاورد ...

و الا اون یه جا بند نمیشه :| دیونه ست ولی دوستش دارم :))

هر جا برم ... این خونه برام یه چیز دیگه ست :| مصرف چای من این چند روز بالا

رفته ... احساس میکنم بدنم اصن قابلیت جذب آب و چای نداره ...

انگار همش تشنمه ...

برچسب: نویسنده: غزل عباسیان تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 21:47

صفحه بندی