443
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 16:04
امروز یکی دو تا جا کار داشتم .. هم طرح ترافیک بودن هم حوصله رانندگی تو ترافیکش رو نداشتم .. بهمنشی گفتم زنگ بزنه آژانس بیاد .. می گه اقای کاویانی ماشین چی می خواین بفرستن؟؟ می گم یعنیانقدر تنوع دارن ؟
444
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 16:04
بعضی شوخیا یه موقه هایی نه تنها باحال نیست حال بهم زن هم هست .. مثل همین شوخیایی که یهعده شیرین مغز این روزا تو خیابون یا مغازه ها انجام می دن .. مخصوصا هم پسرا وقتی دختر یا زن می بینن :|فکر کنم این چ
445
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 16:04
دو تا از این خوشمزه ها داشتم دیگه هیچ آرزویی نداشتم :Dاز سرکار بیام برم اتاقشون این صحنه رو ببینم هر دو تاشون باهممی خورم :)) وروجکا .. هر وقت خسته میشم کلیپای این دو تا بلارونگاه می کنم و به بعضی کا
409
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:44
هیچ جا خونه ی خود آدم نمیشه :D بالاخره خونم از تحت تصرف دو زوج پرو در اومد :| چرا واسه جووناسخت میگیرن اخه :D صبح ساعت 6 داداش رفیقم اومده کلید خونه رو تحویلش دادم و رفتم سرکار..جالبه نامزدش اومده بود
410
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:44
مرد باید شکم داشته باشه .. رو سینش مو داشته باشه .. ته ریش داشته باشه :Dباید همیشه گشنه باشه ..پای غذا خوردن باشه :|قدش از خانومش بلند باشه :D پایه ی تفریح و مسافرت و کلا پایه باشه :|ملاکای جذابیت ای
411
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:44
درسته سینگلم ولی خوبیش اینه یه رفیق دارم که هر چند وقت یه بار دیونه بازیش میگیره و با اسمس وپیامای عاشقانه گوشیم رو پر می کنه :| امروز از صبح ده دوازده تا اسمس از متی حذف کردم ..هر کیندونه فکر می کنه
412
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 18:44
این اسامی زیبایی که می بینین .. تانیا .. آدلین .. الیسا ..آنابل ..امیلی ..جنیفر ..لیدی .. لونا .. نارینا ..نیلا .. پاپی .. پرنسس ..تالیا .. سوفی .. و حتی نیکا .. نیکی :|| و خیلی اسامی دیگه اگه واسه بچ
402
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:31
امروز خیلی اتفاقی یکی از همکلاسیای دبیرستانم رو دیدم ..رابطمون باهم ادامه داشت تا وقتی که با پدرمادرش که در اصل میشدن عمو و زن عموش رفتن مالزی ..تا 12 سالگی نمی دونست پدر مادر واقعیشکین ! که بعد یه دع
403
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:31
از مزیت های سینگل بودنم اینه که هر وقت و هر لحظه که دلم می خواد می خوابم :D بیدار میشم :|بیرون می رم ..بیرون نمی رم :| با دوستامم .. اینورم ..اونورم :D از هفت مملکت هم آزادم ..این از همهمهمتره .. از
404
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:31
بعضی از آدما میان تو زندگیت که اهلیت کنن ..این جمله رو شاید شنیدین ! همون آدمایی که میان تا بهتنشون بدن چقدر تورو می فهمن . .نشون بدن مثل نیمه ی گمشده ات هستن ..همونایی که وقتی می رندیگه هیچ کس شبیه ا
روز سینگلا مبارک
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:31
با یه روز جهانی دیگه اومدم :| روز جهانی سینگلا, :D روز هر چی سینگل واقعیه مبارک, ..سینگل واقعی اونایی که مثل خودم تنهان .. هم مجردن هم با هیچ کسی نیستن :|یه بدبختیم که دارن اینه هر کی می بینتشون فکر می
تولدم ..
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:31
یادم نمیاد تا حالا موقع تولدم, آرزو کرده باشم .. حتی وقتایی که واسم تولد میگیرن و می گن تو دلت ارزوکن و بعد شمعارو فوت کن :| خیلی وقتا میگفتم خب آرزویی ندارم .. ولی تو دلم همیشه به بودن پدر ومادرم و خو
:)
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:31
:) و من هنوز حیران و هنگم .. عجب روز تولدی شد ..واسه مقدمه هیچی ندارم بگم .. رمز همون دیشبیه که دادم بهتون ...اوناییم که ندارن آدرس بذارن بفرستم ..
405
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:31
بالاخره بعد از چند سال مادرم رو راضی کردم موتور بخرم :D قرارشو هم از خیلی وقت پیشا گذاشته کهباهاش فقط درون شهری برم :| خارج شهر و مثلا شمال با بچه ها هم نرم :D دیشب که بالاخره موافقتنهاییش رو اعلام کر
406
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:31
بعد مدتها با بچه ها رفتیم کوه نوردی سمت کلکچال .. ملت ساعت 5 پامیشن می رن کوه و ساعتای 8میان پایین و دوش و صبونه .. ما ساعت 7 پاشدیم تا بچه هارو جمع کنیم و برداریم ببریم شد 9 :| قرار بودلباس کوه نوردی
407
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:31
تا من تصمیم گرفتم و از هفت خان رستم گذشتم که موتور بخرم.. ایران رفت رو هوا :| و بعد بخاطر یه سریمسائل و دل نگرانی های جدید مادرم قضیه موتور خریدنم هم تا اطلاع ثانوی رفت رو هوا :| خیلی از مسائلقاطی پات
408
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:31
همیشه واسم سوال بود ..داستان این که زن و شوهر می گن نمی خواستیم :| یهو از دستمون در رفتچیه ؟؟ :D تا این که همین اتفاق واسه یکی از بچه های خودمون افتاد .. و موضوع رو کاملا واسمون بازکردو خدا خیرش بده
513
-
تاریخ: 1398/3/15 ساعت: 19:44
تکرار خیلی چیزا به مرور زمان میشه عادت ...مثل همین بیدار شدنای من سر ساعت 7...اونقدری که جمعههم این عادت دست از سر من بر نمی داره :| خوبیش اینه که خیلی ادم خوش خوابی نیستم ...البته اگه اینچند ماه اخیر
514
-
تاریخ: 1398/3/15 ساعت: 19:44
خوشم میاد مردم تو چیزایی باهم هماهنگن که هیچ دردی و از کسی دوا نمی کنه ... این روزا انقدر ازتلگرام و تی وی و اینستا کم استفاده می کنم خبرا و اتفاقاتی که میفته رو یک هفته بعد میشنوم :Dاونم بیشترشو شما
515
-
تاریخ: 1398/3/15 ساعت: 19:44
قیافه های بکر و دوست نخورده آرزومه :| قیافه های ساده و بدون دستکاری ...حتی گاهی بدون آرایش یابا کمترین آرایش ...یکی از بچه ها پیشنهاد داده بود بریم نمایشگاه کارهای دستی ...امروز یه ساعتی رفتیمکلا صنای