516 - تاریخ: 1398/3/15 ساعت: 19:44
انقدر گفتم مرد باید دستاش فلان باشه بهمان باشه که الان جدی جدی دستام پر زخم شده :| چقدر گرمبودم و اون موقع متوجه نشدم :| الان که انگشتام میسوزن می بینم پر زخمن...انگار با تیغ خط خطی کردیحالا خوبه انگش
517 - تاریخ: 1398/3/15 ساعت: 19:44
تو ادامه مطلب به عکس لو رفته از من و همسرام دقت کنین :| هنوز تو کف اون ذهن خلاق بچه یهمکارم هستم که منو دو زنه تصور کرده :D رو چه حسابی :| هر چی هم ازش پرسیدم چرا دو تا زن کشیدی؟؟می گه اخه دو تا زن به
518 - تاریخ: 1398/3/15 ساعت: 19:44
تو خونه یه اتاق دارم که باشگاه خصوصیمه ...الان دیگه به خاطره ها پیوسته :| وقت نمیشه برم و کارکنم ..دوستام هی گیر می دادن اینارو که استفاده نمی کنی بفروش پولشم بین رفیقات تقسیم کن :Dچند تا وسیله و دست
519 - تاریخ: 1398/3/15 ساعت: 19:44
یه چیزی بگم :| اومدم یه پست موقت رو حذف کنم زدم پست قبل رو حذف کردم :| :D آآآ چشام واقعااز دست رفتن :| خیلی خوب بود بیرون هم گرو غبار رفت توش بدترم شدن ... یک رو دو می بینم :|دو رو سه :D حتی دخترای وب
520 - تاریخ: 1398/3/15 ساعت: 19:44
از دیروز 3 نفر بهم پیام تبریک فرستادن نوشتن روزت مبارک ...اولش هر چی فکر کردم دیدم روز چیه ! تولدمنیس ...روز حسابدار هم نیس و اصلا نداریم :| روز پسرم که نیس روز مرد هم که گذشته ...اگه یه تبریک بوداهمی
521 - تاریخ: 1398/3/15 ساعت: 19:44
با شیده تصویری یه کم حرف زدیم ...حرفمون تازه گل انداخته بود وب کمش افتاد داغون شد ...بهترین جایممکن بود که میشد از دستش در برم :| موهاش رنگ کرده بود یه کم اسیب دیده موهاشو کوتاه کرده ...خیلی عصبی شدم
522 - تاریخ: 1398/3/15 ساعت: 19:44
تو کوچه داشتم می رفتم یه سر رفتم تو برنامه هام ...تو گوشی که باشم غرق نمیشم ...حواسم به همهچی هم هس ...جلوتر از من یه چند نفری داشتن می رفتن ...یه دخترو پسره قفلی زده بودن باهم راهمی رفتن ...پسره دستش
497 - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 22:20
تو همسایگیمون یه دختره هس که همبازی بچگیام بود ...همیشه هم باهم دعوا داشتیم ...اون یه سال ازمن کوچیکتر بود اما تو جثه و قد و اینا از من بزرگتر...من بچه بودم ریزه میزه بودم :| :D یهو بعد 7 سالگیتپلتر ش
498 - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 22:20
چرا قیافه دخترا بعد ازدواج یهو تغییر می کنه؟؟ :| امروز عصر بعد یک هفته با شیده تصویری حرف زدم ...وقتی دیدمش خیلی قیافش فرق کرده بود ...خیلی به چشمم اومد ...نازتر شده بود ولی از قیافه قبلشیه کم در اومد
499 - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 22:20
سرظهر دختر عمم زنگ زد به گلایه و دعوا که کجایی نیستی و چرا نمیای اینور ...یکی دوبار دعوتم کردهنتونستم برم خونشون ...منطقشون خیلی ترافیک میشه حوصلم نمیشه برم :D می گه نه زن داری نه بچهخودتی و خودت ...پ
500 - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 22:20
دیشب یکی از دوستهای متاهلم رو بعد 6 ماه می دیدم ...اونم به مدت دو ساعت :| :D زندونیاش همهفته ای یا چند روزی یه بار ملاقاتی دارن :| این بیچاره عین زندونیای سیاسی می مونه که تو قرنطینههستن :D بدون ملاقا
501 - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 22:20
یکی از مشکلات دخترا با پسرا سر تمیزی و وسواسه فکر کنم ...پسرا هم همین مشکلو با دخترا دارن :|کمتر پسری از دختر وسواسی خوشش میاد ...من خودم که اینطوریم :D تمیزی خوبه خوشم میاد از تمیزیولی وسواسی بودن خی
502 - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 22:20
دوستان بد ذات و کرمو اونایین که یهو پامیشن چند نفری می رن شمال و تو راه زنگ میزنن و اهنگبزن بریم شمال برات می خونن :| :D عصر بحث شمال رفتن شد ولی فردا تا ظهر یه کار اداری داشتم کهباید انجامش بدم و نشد
503 - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 22:20
من تو بعضی شرایط می مونم چطوری یکی رو دلداری بدم :| یه ضعف خیلی بزرگه شاید...مخصوصا وقتیطرف مقابلت ازت انتظار داره که بهش امید بدی ...ولی کلا از امیدالکی دادن هم خوشم نمیاد :Dواسه همین وقتی کسی پیشم د
504 - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 22:20
دیدی وقتی زیادی به خودت امیدوار میشی اخرشم گند میزنی :| یا وقتی یکی هی می گه تو می تونیتو بلدی تو فلانی :| :D یه جوری به کار گند میزنی که یه قشون هم بیاد نمی تونه درستش کنه :|امروز قضیه ما هم همین شد
505 - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 22:20
امروز واسه اولین بار دعوای دخترارو رو از نزدیک دیدم :| یه چند بار کلیپشو قبلا تو اینستا دیده بودم و فکرمی کردم ساختگین و یه جور شرط بندین ...ولی اینی که دیدم واقعی بود :| :D واسم جالب بود چرا اکثردعو
506 - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 22:20
یه وقتا شوخی شوخی اخرش میشه جدی...یه فرق بین شوخی و جدیه که بستگی داره به طرف مقابل..خیلیا هستن شوخی رو متوجه میشن ولی بعضیام هستن شوخیارو جدی می گیرن :| خواهر دوستم چندروز پیش تو یه عروسی با یکی از ا
66 - تاریخ: 1397/6/17 ساعت: 2:33
هوس کیک کردم خونگی :( یکی برام درست کنه بفرسته بعید میدونم یکیتون اینجا بلد باشه درست کنه راحته؟چطوریه؟ طرز پختشو بگید ببینم شاید از کیک حلوا در اوردم شیرینی زیاد دوست ندارم اما کیک عاشقشم یه چیز خوشمزه الان دلم می خواد با اشتها بخورمش :)
67 - تاریخ: 1397/6/17 ساعت: 2:33
احساس می کنم انرژیم کم شده قبلنا خیلی پر جنب و جوش تر بودم یه مدته یعنی چند روزه زود بادم خالی میشه یعنی چه شده مرا :-| از شهریور خوشم نمیاد برعکس مهرماه حس خوبی بهم میده فردام جمعه ست احتمال زیاد بچه ها برنامه بزارن بریم فشم ولی شاید نرم اگه جمع پسرونه بود میرفتم اما قاطی پاتیه و همشون دونفری و مهم...
68 - تاریخ: 1397/6/17 ساعت: 2:33
نمیدونم کی خوابم برده بود با صدای در خونه بیدار شدم همسایه بغلی خونم یه خانم 58 ساله است که هر ازگاهی میاد پیشم 10 سالی میشه اینجارو خریدن اومدن و با